وبلاگ
دو راهی و بازی زندگی
دو راهی و بازی زندگی
ما انسانها در بسیاری از مواقع در دو راهیهای زندگی قرار میگیریم، و انتخابهایی که در این مسیرها انجام میدهیم، میتوانند ما را به موقعیتهایی کاملاً متفاوت هدایت کنند.
خیلی وقتها دچار تردید و اضطراب میشویم. گاهی ترجیح میدهیم سکوت کنیم و با شرایط کنار بیاییم، و گاهی مسیر تازهای را انتخاب میکنیم تا شاید خود را از بدبختی نجات دهیم.
لحظاتی پیش میآید که تمام هستی در برابرمان پوچ و بیمعنا میشود. با خود میگوییم: اگر قرار بود تنها درد، رنج و بیکسی را تجربه کنم، اگر هر زمان که به اطرافیانم نیاز دارم، من را طرد میکنند و تنها میگذارند، اگر نمیتوانم کسی را پیدا کنم که به او اعتماد کنم و دردهایم را بگویم… پس این زندگی چیست؟ وجود من در این دنیا چه معنایی دارد؟
به نظر شما دلیل مشکلاتی که در زندگی تجربه میکنیم چیست؟

به باور من، از لحظه تولد وارد یک بازی بزرگ به نام زندگی میشویم؛ بازیای پر از چالش که نباید از آن انتظار راهنمایی یا خوشبختی داشته باشیم. بلکه باید در برابر هر پوچیای که به ما نشان میدهد، معنایی بیابیم و بیافرینیم. پیدا کردن معنی زندگی و رسیدن به خوشبختی، فقط به خود تو بستگی دارد.
گاهی با اشکهایمان، گاهی با لبخند، گاهی با صداقت یا خیانت، گاهی با مظلومیت یا ظلم، گاهی با عشق یا نفرت، گاهی با مبارزه یا تسلیم، گاهی با قضاوتها و سرزنشها، گاهی با تهمت یا بازگویی حقیقت، گاهی با صبر و گذشت، گاهی با خودخواهی و حتی به بازی گرفتن احساسات دیگران، زندگی را معنا میکنیم و مسیری را در آن انتخاب میکنیم.
هدف زندگی به چالش کشیدن گنجینههای درون ماست. گاهی آنقدر در این بازی غرق میشویم که فکر میکنیم پیروز شدهایم، اما در حقیقت، انسانهایی شکست خوردهایم که بزرگترین داراییمان یعنی وجدان و انسانیتمان را باختهایم. تبدیل به هیولاهایی میشویم بیرحم و خالی از معنا.
همین که در هر شرایطی انسان بمانی، وجدانات را در برابر خواستههای بیرحم زندگی نفروشی، و در دو راهیها مسیر درست را انتخاب کرده و با صبوری پیش بروی، بزرگترین پیروزیات را در برابر زندگی بهدست آوردهای.
هرگز فراموش نکن:
هر چه بکاری، همان را درو خواهی کرد.
این همان قانون جذب و عصای جادویی زندگیست:
هر کنشی، واکنشی دارد.
تو بهتر از من معنای این جملات را میدانی. تاریخ، افسانهها و واقعیتها بارها و بارها آنها را تأیید کردهاند.
اگر قلبی را بشکنیم، قلب ات را به درد می آورند.
اگر ظلم کنیم، ستم می بینیم.

اگر از موقیعت دیگران به نفع خودمان سو استفاده کنیم، از تو بازیچه دست می سازند و خودت را مورد سو استفاده قرار می دهند…
پس باید خشممان را در برابر مشکلات زندگی فرو بنشانیم و از بزرگترین عصایمان در برابر سختیها استفاده کنیم:
“امید”
با حفظ امید و نگرشی درست، میتوانیم هم زندگی خودمان و هم جهانمان را متحول کنیم.
بیایید جستجو کنیم و قبل از اقدام، آینده نگر باشیم که عملکردهای ما چی پدیده ای را به همراه خواهند داشت. به دنبال راهی باشیم که سازنده باشد و بسازد. نه مسیری که بسوزاند و ما را فقط به یک مشت خاکستر بی ارزش در دامن زندگی پهناور کند.
اگر هر بار اراده می کنیم که کار خوب و مفید انجام بدهیم و یا از تلاش های مان نتیجه ای ثمر بخشی به دست نمی آوریم; حتما یک کاری را از قلم انداختیم. مقصر اوضاع در درون خودما است نه انسان های اطراف مان.
بخاطر رفع این مشکلات یکی از انتخاب های درست زندگی مان بجای ناله کردن و شکایت از روزگار، انجام دادن تحقیق، توسط مطالعه کردن کتاب ها است.
از جمله شما می توانید بخاطر شناحت بهتر زندگی و پیدا کردن نقاط ضعف تان کتاب های با ارزشی مانند: ( راز اثر راندا برن و همچنین کتاب ارزشمند “چهار اثر فلورانس اسکاول شین” را مورد مطالعه قرار دهید.)
البته این یک پشنهاد تجربه شده و ثمر بخش من برای شما بود. در انتخاب مسیر شما کاملا آزاد هستید و خود دانید.


بخاطر تحقق بخشیدن رویا ها و رسیدن به اهداف تان؛ همواره به “مثل طفل پاک دل” که تازه راه رفتن را یاد می گیرد و با هر قدمی که بر می دارد بار ها و بار ها به زمین می افتد و زخمی می شود اما باز هم با هیجان و امید، به بلند شدن و جلو حرکت کردن ادامه می دهد؛ تا اینکه در کنار راه رفتن دویدن را هم یاد می گیرد. به تلاش کردن و حفظ امید تان ادامه دهید. شما نه تنها راه رفتن و دویدن را یاد می گیرید بلکه پرواز کردن در دل تاریکی را هم می آموزید.
“به امید بهترین ها و اینکه روزی دلیلی برای خاکستر شدن و پیکار نداشته باشیم.”
✍️ با احترام: زینب حسنی
توجه: این نسخه از محتوا صرفاً برای استفاده شخصی روزمره در دسترس قرار گرفته است. انتشار غیرمجاز آن پیگرد قانونی دارد.